حمید وکیلی برنده بخش مجموعه عکس حرفهای رویداد «زندگی در جنگ» در گفتوگو با روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی گفت: برای اینکه رسالت خودم را به عنوان عکاس در جنگ دوازده روز درست انجام دهم، دوربین به دست گرفتم تا از جنایات رژیم صهیونیستی در محلاتی که مورد هدف قرار گرفته بود، عکاسی کنم. در این جنگ سعی کردم بیشتر، زندگی مردم را به تصویر بکشم و برای تحقق این هدف هم از فضاهای مختلفی از بهشت زهرا گرفته تا زندان اوین و مهدکودکهایی که در کنار ساختمانهای ویران شده بودند، عکاسی کردم تا نشان دهم زندگی در دل جنگ جریان دارد و مردم در حال ادامه زندگی هستند.
وی ادامه داد: با وجود همه سختیها، ۱۲ عکس از موقعیتهای مختلف با رویکرد زندگی در جنگ ثبت کردم و وقتی حوزه هنری و خانه عکاسان ایران رویداد «زندگی در جنگ» را برنامهریزی و فراخوان ارسال آثار آن را منتشر کرد، تصاویر عکاسی شده را ارائه کردم.
او در تشریح نقش عکس در روایت تاریخ اظهار کرد: عکس یکی از مهمترین ابزارهای روایت در بحرانها، جنگها و رخدادهای بزرگ جهان است و میتواند حقیقت را بیواسطه به مخاطب منتقل کند. با وجود محدودیتهای شدید برای عکاسان در جنگ دوازدهروزه ــ که از مهمترین رویدادهای قرن حاضر در ایران به شمار میرود ــ تصاویری ثبت شد که هر کدام بخشی از واقعیت آن روزها را روایت میکنند. ارزش این عکسها تنها در خود تصویر نیست، بلکه در تلاش عکاسانی است که در میان موانع و تنگناها کوشیدند حتی یک فریم از واقعیت را برای تاریخ حفظ کنند. با این حال، در عرصه رسانه از جریانهای مقابل بسیار عقبتر هستیم و شاید یکی از دلایل اصلی این فاصله، همین محدودیتهایی باشد که در مواقع بحرانی ایجاد میشود.
این عکاس درباره چالشهایی که در عکاسی جنگ تجربه کرده بیان کرد: آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته و باید بیشتر مورد تاکید قرار گیرد مشکلات و محدودیتهای عکاسان است. در این برهه اگر عکاسی میخواست در یک موقعیت حضور پیدا کند شاید ساعتها باید پیگیری میکرد تا بتواند از محل حادثه عکاسی کند و این موضوعی بود که کمتر به آن توجه شده بود. امیدواریم دیگر شاهد چنین جنگها و بحرانهایی نباشیم؛ اما اگر از امروز به فکر فراهمکردن بستر روایت بهتر رویدادهای پیشبینیناپذیر باشیم، عکاسان بهعنوان یکی از اصلیترین راویان، خواهند توانست نقش خود را مؤثرتر ایفا کنند.
وی همچنین عنوان کرد: یکی از مهمترین مسائل در جنگ برای عکاسان، ملی شدن اینترنت بود که زمان اطلاع یافتن از محل وقایع را با تاخیر مواجه میکرد. دیر رسیدن سر صحنه و مواجه شدن با تدابیر امنیتی باعث سخت شدن کار میشد.
وکیلی با اشاره به اینکه عکسهایی که در نمایشگاه «زندگی در جنگ» دیده میشود به دشوارترین حالت ممکن عکاسی شدهاند، بر ضرورت روایت تصویری جنگ برای ثبت در تاریخ تاکید کرد و افزود: نمایشگاه «زندگی در جنگ» از این حیث اهمیت زیادی دارد که به مسئولان یادآوری میکند که یکی از بازوان اصلی روایت، عکس است. ما باید هر جنایتی که رخ داده را به نسل بعدی منتقل کنیم. از بچه دو ماهه تا زنان و افراد مسن همه قربانیان این جنایت بودند و عکاسان برای روایت بهترِ اتفاقات، نیاز به همکاری و هماهنگی مسئولان و ارگانهای امنیتی دارند.
وی درباره قشنگترین تصویری که در عکاسی جنگ به چشم دیده گفت: یکی از محلات عکاسیام در جنگ دوازده روزه خیابان صابونچی بود که در کنار ساختمان بمباران شده آن مهدکودکی به نام «رنگین کمان» قرار داشت. با وقوع حادثه تمام فکرم این بود که چه اتفاقی در مهدکودک رخ داده بنابراین سریع خودم را به موقعیت مورد نظر رساندم. پس از یک یا دو ساعتی که صرف هماهنگی برای عکاسی شد به مهدکودک رفتم و متوجه شدم ۱۵ دقیقه قبل از بمباران، مهدکودک تعطیل شده و خواست خداوند این بوده که بیش از ۳۰ کودک بتوانند از آنجا خارج شوند. آنجا با صحنهای مواجه شدم و دیدم مدیر مهدکودک به فکر برداشت آوار یا تمیزکردن مدرسه نیست. او گلها را از زیر آوار بیرون میکشید. از مدیر مهدکودک علت را جویا شدم و او گفت این گلها مهمترین چیزهایی هستند که برای بچهها اهمیت دارند و هرکدام از این گلها برای یک کودک است. هر روز بچهها با ورود به مهدکودک قبل از هرکاری به این گلها آب میدهند. این گلها مثل فرزندان بچههای مهدکودک هستند. همان لحظه یاد فیلم «لئون حرفهای» افتادم که در معرکه، لئون با بیرون کشیدن گل از دل آتش، زندگی در دل جنگ را نشان میدهد.
نظر شما